تبليغاتX
Daisypath Wedding Ticker مهربون من - زودرنجی...

مهربون من

...

        بعضی وقتها از زودرنجی هومن خیلی ناراحت می شم...نمی دونم چرا اینجوریه... و واقعا دلم اون لحظه ازش می شکنه...خودشم خیلی ناراحت میشه...دیروز سر اینکه چرا من از برخورد یه آدم بی ادب با هاش ناراحت شدم و بهش اعتراض کردم کلی با من بحث کرد...آخرشم که چشام اشکی شد کم آورد و افتاد به عذرخواهی.نمی دونم چرا اینجوریه...فکر کنم آخرش نفرین مامانم منو گرفت همیشه که از زودرنجی من در عذاب بود می گفت دعا می کنم با یکی زودرنج تر از خودت ازدواج کنی ببینی چقدر سخته.البته من همه زودرنجی هومن جونم رو به جون می خرم بس که این پسر خوب و ماه ومهربونه ایشالا که همیشه اینطوری بمونه. 

غرض از گفتن اين حرفها اين بود كه من يه مشكل اساسي با هومن دارم, اونم اينه كه اصلا هومن نمي ذاره كارمون به دعوا و بحث بكشه...نگين اين حسنه ...به نظر من يه كم عيبه چون من بعضي وقتها از اين عشقولانه بودن رابطه مون واقعا دلزده مي شم...دلم حداقل يه قهر كوچولو مي خواد... ولي اون خودش هميشه مي گه بي تفاوتي و بي اهميتي تو براي من فاجعه اس و من حتي يه لحظه هم نمي تونم تحمل كنم ... خوب وقتي اون اينجوري ميگه من چطور ميتونم باهاش قهر باشم خوب

چند بار به جايي رسيديم كه با خودم گفتم آخ جون فكر كنم امروز ديگه با هم قهر كنيم... ولي دو دقيقه بعدش اونقدر شيطوني كرده كه دوباره آشتي كرديم.البته فكر كنم زير يه سقف ديگه قضيه به اين راحتي حل نشه.شايد اون موقع تجربه قهر داشته باشيم

 ديروز اولين جاي فيلم برداري رو رفتيم ديديم... همه چيزش عالي بود ولي خيلي گرون...فقط فيلم برداري ساده وعكس حدود يك ميليون و هفتصدو پنجاه هزار تومان...با هومن به اين نتيجه رسيديم كه ظاهرا واسه فيلم هم حالا حالاها بايد بگرديم... ديروز بيشتر از اينكه به نحوه فيلم برداري و ... دقت كنم به خوشگلي عروسها و دومادها و اينكه من خودم اون روز چه شكلي ميشم و ... فكر مي كردم و كلي تو حس بودم و حتي بعضي وقتها هومن يواشكي تكونم مي داد

چند روز قبل وقت گذاشتيم بريم واسه يه سرويس لحاف وملافه اضافي.اوني كه مامانم خريده خيلي خوشگل و لطيفه ... ولي چون اون روز خسته بود نذاشت بگرديم واولين جايي كه يه چيزي خوشمون اومد مجبورم كرد بخريم.من مي خواستم سرويس دومم رو ايراني بگيرم...ولي از نظر قيمت فرق خيلي زيادي نداشت واسه همين سرويس دومم رو هم م خوام تاچ بخرم .مال تركيه هستش و خيلي جنسش خوبه . بعد از شتسشو چروك نمي شه و طرحهاش هم خيلي خوشگلن...من عاشق وسايل اتاق خوابم...تخت و ملافه و وسايل تزييني اون اتاق و همش در ذهنم اون اتاق رو طراحي ميكنم و البته عشق دومم آشپزخونه... خيلي دلم مي خواد يه خونه بگيريم كه آشپزخونه اش بزرگ باشه و همه وسايلم توش جا بشه وگرنه مجبورم يه سريشو بذارم خونه مامانم تا خونه خودم رو خريدم ببرم... دعا كنين اوضاع جور بشه بتونيم خونه بخريممن از مستاجري خيلي مي ترسم

البته هنوز چون قضيه موندنمون تو ايران زياد معلوم نيست , منم اصراري به خونه خريدن ندارم.ولي خيلي دلم ميخواست مي شد از اول خونه خودمون باشيم...

پ ن 1: راستي از دوستاي خيلي خوبم تي تي جون و هانيه خانوم گل كه ناراحت شدن عذر ميخوام اونا وهمه دوستايي كه اينجا رو ميخونن رو خيلي دوست دارم.

پ ن 2: من مي خوام يه سري عكس از اينه شمعدون و سرويس و خريدهام بذارم اينجا.ولي خوب چون خودم سابقه وبلاگ نويسي اين مدلي رو ندارم نمي دونم كار صحيحيه يا نه .وقتي تو وبلاگ كسي مي بينم خيلي خوشم مياد .مثلا از چيزهاي خوشگلي كه خريدن عكس گذاشتن.ولي خودم زياد مطمئن نيستم.احساس ميكنم  ديگران فكر ميكنن براي نمايش دادن و اين حرفا اين كار رو كردم.ولي خودم يه كم فضولي اين چيزا رو دارم ودوست داشتم دوستاي وبلاگيم هم واسه اين چيزا نظر بدن.اگه ميشه نظرتون رو بگين كه كار صحيحي هست يانه...البته خودمم روش فكر ميكنم

پ ن 3:دوستتون دارم يه عالمه.........

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:55  توسط ساناز  |